17 تیر 1405

پیام راهبردی مراسم تشییع برای جهان و حرکت متقابل آمریکا

مراسم تشییع رهبر شهید ایران ، فراتر از یک رویداد مذهبی، به یک رویداد راهبردی برای نمایش قدرت و انسجام داخلی تبدیل شد. تحلیل‌گران بر این باورند که این مراسم عمدتاً سه پیام کلیدی به جامعه بین‌المللی ارسال کرده است:

۱. تداوم و پایداری نظام : یکی از مهم‌ترین پیام‌های این مراسم، رد سناریوی خلأ قدرت و بی‌ثباتی پس از رهبر بود. حضور منظم مقامات عالی‌رتبه، مدیریت امنیتی دقیق و ادامه کار نهادهای دولتی، تصویری از یک ساختار نهادینه و نه وابسته به فرد را به نمایش گذاشت .

۲. سرمایه اجتماعی و توان بسیج‌گری: حضور عظیم و میلیونی مردم که بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی از جمله فایننشال تایمز و بی‌بی‌سی آن را یکی از بزرگ‌ترین گردهمایی‌های تاریخ معاصر توصیف کردند، نشان‌دهنده توانایی نظام در جلب مشارکت مردمی در یک مقطع حساس جنگی و تحریمی است . این موضوع، روایت تحلیل‌های غربی مبنی بر گسست میان مردم و نظام را با چالش مواجه کرد . یک گزارش‌گر آمریکایی در این مراسم، این صحنه‌ها را "بزرگ‌ترین تشییع جنازه قرن" نامید که نشان از "تاب‌آوری یک ملت" دارد .

۳. ارسال پیام بازدارندگی: برگزاری باشکوه این مراسم در شرایطی که تهدیدات امنیتی علیه ایران ادامه داشت، به رقبا این پیام را داد که ایران نه تنها دچار هرج‌مرج امنیتی نشده، بلکه توانایی مدیریت همزمان تهدیدات داخلی و خارجی را دارد . با این حال، این نمایش وحدت با خشم و شعارهای تند علیه آمریکا و اسرائیل همراه بود و پوسترهایی با مضمون "مرگ بر ترامپ" در مراسم دیده می‌شد .

تأثیر بر مذاکرات ایران و آمریکا

تأثیر این مراسم بر مذاکرات، دوگانه و متناقض است. از یک‌سو، فضای سیاسی و میدانی ایجاد شده، فضای مذاکره را به شدت پیچیده کرده و از سوی دیگر، ضرورت ادامه مذاکرات را برای هر دو طرف اجتناب‌ناپذیر نشان می‌دهد.

  • ۱. تقویت موضع ایران در مذاکرات : بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که نمایش ثبات و قدرت داخلی، برگ برنده‌ای برای تیم مذاکره‌کننده ایران محسوب می‌شود. در حالی که انتظار می‌رفت روند انتقال قدرت، ایران را تضعیف کند، این رویداد نشان داد که ساختار ایران مستحکم است. این موضوع می‌تواند باعث شود آمریکا از تصور بهره‌گیری از "خلأ قدرت" دست بکشد . قطر به عنوان یکی از میانجی‌گران، اعلام کرده بود که مذاکرات پس از پایان مراسم از سر گرفته خواهد شد و پیشرفت‌هایی در این زمینه حاصل شده است .
  • ۲. فضای خصمانه و چالش‌های فوری: علیرغم آمادگی برای ازسرگیری مذاکرات، حوادث میدانی به سرعت فضای سیاسی را تغییر داد. گزارش‌ها حاکی است که تنها ساعاتی پس از مراسم، آمریکا حملاتی را علیه ایران انجام داده و دونالد ترامپ اعلام کرده است که آتش‌بس "به پایان رسیده" و اگر توافقی حاصل نشود، آمریکا "کار را تمام خواهد کرد" .
  • ۳. انفعال در برابر شعارهای تند : هرچند ایران نیازمند توافق برای رفع تحریم‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی است ، اما فضای ملتهب پس از مراسم و شعارهای تند علیه آمریکا که در آن به صراحت خواستار "انتقام" و "مرگ بر ترامپ" شدند، فضای اعتماد را به شدت کاهش داده و انجام مذاکرات سازنده را با مانع جدی مواجه می‌کند . وزیر خارجه ایران نیز اعلام کرده که مذاکرات معنادار در سایه تهدید ممکن نیست .

بررسی مواضع کشورهای منطقه در ارتباط با این رخداد

مواضع کشورهای منطقه در قبال این رویداد، بسیار پیچیده و چندلایه است و بهتر است در دو سطح جداگانه بررسی شود:
سطح اعلامیه‌ها و مواضع رسمی و سطح حضور یا عدم حضور در مراسم تشییع.
این رویداد عملاً به یک «محک سیاسی» برای سنجش دوستان و دشمنان ایران در منطقه تبدیل شد.

  • ۱ . مواضــع رسمــی و اعلامیه‌ها: طیفــی از حمایت تا نگرانی

    • چین : پکن به ‌صراحت همزمان با حضور هیئت عالی رتبه در مراسم تشیع ، حملات آمریکا و اسرائیل را «نقض آشکار حاکمیت ایران» دانست و خواستار توقف فوری درگیری‌ها و بازگشت به دیپلماسی شد. این موضع، همسو با سیاست کلی چین در قبال خاورمیانه یعنی «مخالفت با مداخله خارجی و اولویت دادن به ثبات» است.
    • روسیه : مسکو با ارسال پیام تسلیت از سوی پوتین و اعزام نماینده عالی رتبه (دبیر شورای امنیت)، حمایت همه‌جانبه خود را از ایران اعلام کرد و حملات را «اقدامی تحریک‌آمیز و غیرقابل قبول» خواند.
    • کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس (از جمله عربستان و امارات) : این کشورها موضعی محتاطانه و دوگانه اتخاذ کردند. از یک سو، هرگونه اقدام نظامی که ثبات منطقه را خدشه‌دار کند، محکوم کردند و از همه طرف‌ها خواستار خویشتن‌داری شدند. از سوی دیگر، هیچ محکومیت مستقیمی متوجه آمریکا یا اسرائیل نکردند و بر لزوم گفت‌وگو برای جلوگیری از گسترش جنگ تأکید داشتند. این موضع، بیانگر نگرانی عمیق آن‌ها از شعله‌ور شدن آتش جنگی است که اقتصاد و امنیت آن‌ها را مستقیماً تهدید می‌کند، هرچند رقابت دیرینه‌شان با ایران همچنان پابرجاست.
    • ترکیه: آنکارا ضمن ابراز همدردی، بر لزوم حفظ تمامیت ارضی و ثبات ایران تأکید کرد و هرگونه اقدام تنش‌زا را محکوم نمود، اما لحن آن نسبت به روسیه و چین ملایم‌تر بود.
    • پاکستان : به عنوان یکی از نزدیک‌ترین متحدان منطقه‌ای ایران، نخست‌وزیر پاکستان شخصاً در مراسم حضور یافت و بر عمق روابط برادرانه تأکید کرد و هرگونه تهدید خارجی علیه ایران را تهدیدی برای امنیت منطقه دانست.
  • ۲. سطح حضور در مراسم تشییع؛ یک «آزمون سیاسی» مهم

    ایران با مدیریت هوشمندانه این مراسم، عملاً از آن به عنوان ابزاری برای «بازتعریف دوستان و دشمنان» استفاده کرد. جزئیات حضور و غیاب کشورها، پیام‌های شفافی داشت:

    • حضور پررنگ متحدان استراتژیک: روسیه (با نماینده ویژه پوتین)، چین (با هیئت عالی رتبه)، پاکستان (نخست‌وزیر)، عراق (رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر)، لبنان (مقامات حزب‌الله و دولت)، سوریه و یمن (نمایندگان دولت صنعا) همگی با بالاترین سطح ممکن در مراسم شرکت کردند. این حضور، نشان‌دهنده محور مقاومت و هم پیمانان شرقی ایران در برابر غرب بود.
    • محرومیت اروپا؛ یک پیام تند سیاسی : مهم‌ترین نکته، ممنوعیت ورود مقامات اروپایی به مراسم بود. ایران با اعلام صریح اینکه کشورهای اروپایی در بحران اخیر «در طرف درست تاریخ قرار نگرفته‌اند»، به آنها باج نداد و عملاً حلقه دوستان خود را محدود به کشورهای غیرغربی کرد. این اقدام، یک تنزل جایگاه سیاسی برای اروپا محسوب می‌شد.
    • هند؛ انتخاب هوشمندانه اما پرهزینه: دهلی‌نو با وجود دعوت رسمی از سوی ایران، تنها یک هیئت سطح پایین اعزام کرد و نخست‌وزیر مودی به بهانه تداخل برنامه‌ها، سفر نکرد. تحلیلگران این را تصمیمی برای جلوگیری از تنش با آمریکا و اسرائیل می‌دانند، اما در عین حال این اقدام، می‌تواند روابط آینده ایران و هند را با چالش مواجه کند و جایگاه دهلی را در اولویت‌های سیاست خارجی ایران کاهش دهد.

منطقه در چه موقعیتی قرار گرفت؟

این رویداد، معادلات منطقه را دست‌کم در سه محور تغییر داد یا شفاف‌تر کرد:

  • ۱. شکاف عمیق میان محور مقاومت و غرب در منطقه: حضور گسترده اعضای محور مقاومت در کنار غیبت کامل اروپایی‌ها، نشان داد که میدان سیاست خاورمیانه به دو قطب متخاصم تبدیل شده است.
  • ۲. نگرانی مشترک عرب‌ها از جنگ گسترده: کشورهای عربی گرچه در ظاهر موضعی بی‌طرفانه گرفتند، اما نگرانی اصلی آنها از سرایت آتش جنگ و مختل شدن امنیت انرژی و گردشگری خودشان بود. به همین دلیل، ترجیح آنها بر «وضعیت سرد تنش» به جای «جنگ تمام‌عیار» است.
  • ۳. تثبیت جایگاه ایران به عنوان وزنه‌ای غیرقابل حذف: نمایش انسجام داخلی و مدیریت موفق یک بحران امنیتی و سیاسی در یک زمان، به منطقه ثابت کرد که ایران همچنان بازیگر اصلی معادلات امنیتی خاورمیانه است و هیچ راه حلی بدون در نظر گرفتن منافع و نقش آن ممکن نیست.

در مجموع، منطقه پس از این رخداد، به سمتی حرکت می‌کند که هرگونه مذاکره آینده با آمریکا، نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قدرت نسبی ایران و با در نظر گرفتن نگرانی‌های جدی همسایگان عرب از بی‌ثباتی پیش‌رو، دنبال خواهد شد.

حمله مجد امریکا به مواضع ایران ، اقدامی در جهت انحراف نگاه جهان به آثار مراسم

شواهد موجود به‌خوبی نشان می‌دهد که حملات اخیر آمریکا علیه ایران، در عمل و فارغ از هرگونه انگیزه‌ی اعلامی، پیامدهایی داشته که دقیقاً با هدف «تغییر روایت رسانه‌ای» و «تحمیل هزینه‌های اقتصادی» همخوانی دارد. این اقدام را می‌توان در چند لایه بررسی کرد:

  • ۱. تغییر گفتمان: از مراسم تشییع تا شوک نفتی


    مراسم تشییع رهبر شهید ایران، یک رویداد عظیم سیاسی-مذهبی بود که توجه جهان را به انسجام داخلی و قدرت نرم ایران جلب کرده بود. با این حال، حملات نظامی جدید به سرعت اولویت‌های رسانه‌ای را تغییر داد و تیتر یک تمام شبکه‌های خبری جهان شد. محور اصلی پوشش خبری، از تحلیل پیام‌های سیاسی مراسم، به موضوعات فوری «قیمت نفت»، «آسیب به کشتی‌های تجاری» و «احیای تنش نظامی» تغییر یافت. به عبارت دقیق‌تر، «آتش‌بس شکننده‌ای» که بازارها روی آن حساب کرده بودند، عملاً از بین رفت.
  • ۲. شوک نفتی: افزایش مقطعی (و پرهزینه) قیمت نفت

    حمله آمریکا دقیقاً در منطقه‌ای رخ داد که ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند (تنگه هرمز). واکنش بازار کاملاً قابل‌پیش‌بینی و فوری بود:

    • افزایش شدید قیمت نفت : قیمت نفت برنت با جهشی حدود ۳ درصدی از مرز ۷۶ دلار در هر بشکه عبور کرد و نفت خام دبلیوتی‌آی (WTI) نیز با بیش از ۳ درصد افزایش، به بالای ۷۲ دلار رسید. تحلیلگران این را یک «بازنگری خشونت‌آمیز» در قیمت‌گذاری ریسک‌های ژئوپلیتیکی توصیف کرده‌اند.
    • لغو معافیت تحریم‌های نفتی ایران: همزمان با حملات، وزارت خزانه‌داری آمریکا «مجوز موقت» فروش نفت ایران را لغو کرد. این اقدام، یک ضربه‌ی اقتصادی مضاعف بود که به روشنی نشان داد واشنگتن قصد دارد هم‌زمان با اقدام نظامی، فشار مالی را نیز بر تهران افزایش دهد. این لغو معافیت، پیش‌بینی‌ها درباره سهم نفت ایران در بازار جهانی را با اختلال جدی مواجه کرد و بر نگرانی‌ها از کاهش عرضه افزود.
  • ۳. پیامدهای اقتصادی گسترده‌تر

    این شوک نفتی صرفاً یک رویداد نقطه‌ای نیست و پیامدهای کلان اقتصادی برای جهان دارد که می‌تواند توجه جامعه جهانی را برای مدت طولانی‌تری به خود معطوف کند:

    • افزایش تورم جهانی: صندوق بین‌المللی پول (IMF) پیش‌بینی کرده که به دلیل اختلالات خاورمیانه، قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ میلادی به طور متوسط ۲۱.۴ درصد افزایش یابد که مستقیماً تورم جهانی را به سطح ۴.۴ درصد خواهد رساند.
    • کاهش رشد اقتصادی: همین نهاد، پیش‌بینی رشد اقتصادی جهان را به ۳.۱ درصد کاهش داده است که نسبت به سال قبل و نسبت به سناریوی بدون جنگ، کاهش قابل‌توجهی را نشان می‌دهد.
    • فشار بر هزینه‌های خانوار و بنگاه‌ها: افزایش قیمت انرژی و به‌تبع آن، قیمت مواد غذایی و کالاهای صنعتی، بودجه خانوارها را تحت فشار قرار می‌دهد و تقاضا برای کالاهای بزرگ مانند خودرو را کاهش می‌دهد. این یک چرخه‌ی معیوب اقتصادی است که توجه تحلیل‌گران و دولت‌ها را بیش از هر رویداد سیاسی دیگری به خود جلب می‌کند.

انحراف موفق اما پرهزینه

بر اساس شواهد، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این اقدام، حداقل در کوتاه‌مدت، در «منحرف کردن» توجه جهان از مراسم تشییع و متمرکز کردن آن بر شوک‌های اقتصادی و نظامی، موفق بوده است. اما این «موفقیت» با هزینه‌های سنگینی همراه است:

  • ۱. از بین رفتن فضای مذاکره: حملات و لغو معافیت‌ها، هرگونه فضای اعتماد برای مذاکرات صلح را از بین برد.
  • ۲. نابودی ثبات کوتاه‌مدت اقتصاد جهانی: افزایش قیمت نفت و تورم، چالشی جدی برای بانک‌های مرکزی و سیاست‌گذاران اقتصادی جهان ایجاد کرده که ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه خواهد یافت.

بنابراین، گرچه این اقدام توانست «توجه فوری» را تغییر دهد، اما خودِ این تغییر مسیر، به بحرانی پیچیده‌تر و ماندگارتر دامن زد که به مراتب پرهزینه‌تر از هر رویداد تشریفاتی است.