مذاکرات جاری چین و آمریکا و تأثیر آن بر منازعه ایران و آمریکا
مذاکرات اخیر میان روسای جمهور چین و آمریکا در پکن، عمدتاً تحت الشعاع جنگ فرسایشی و بنبست راهبردی میان آمریکا و ایران قرار داشته است. تحلیل مذاکرات نشان میدهد که موازنه قدرت به نفع چین تغییر کرده و این کشور از جنگ به عنوان یک اهرم فشار حداکثری برای کسب امتیازات اقتصادی و ژئوپلیتیک از واشنگتن استفاده میکند. در نتیجه، این مذاکرات تأثیر کوتاهمدت و قابل توجهی بر کاهش تنش ایران و آمریکا نداشته و انتظار نمیرود چین برای کمک به خروج ترامپ از بنبست، بدون دریافت امتیازات کلان، اقدام قاطعانهای انجام دهد.
۱. تحلیل وضعیت مذاکرات چین و آمریکاوضعیت راهبردی: آمریکا ضعیفشده و چین در اوج قدرت
برخلاف دیدارهای قبلی، رئیسجمهور ترامپ در شرایطی وارد پکن شده که به دلیل جنگ با ایران در موقعیت راهبردی ضعیفتری قرار دارد.
- شکست اهداف آمریکا: جنگ مورد حمایت آمریکا و اسرائیل نتوانسته به اهداف خود (مانند فروپاشی ایران) دست یابد و ایران به یک بازیگر تعیینکننده منطقهای تبدیل شده است .
- اهرم چین: تحلیلگران ارشد معتقدند مقامات چین بهخوبی آگاه هستند که خروج ترامپ از بحران ایران نیازمند همکاری پکن است و این موضوع به چین "اهرم قابل توجهی" در مذاکرات داده است .
هدف اصلی ترامپ در این مذاکرات، دریافت کمک از شی جین پینگ برای تحت فشار قرار دادن ایران جهت بازگشت به میز مذاکره و باز کردن تنگه هرمز است . آمریکا امیدوار است چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران (بیش از ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵)، از نفوذ خود استفاده کند .
راهبرد چین: گرفتن امتیاز در قبال کمک حداقلیمقامات چین رویکردی دوگانه و حسابشده در پیش گرفتهاند:
- ۱.طمع به بحران: چین از اینکه جنگ ایران باعث شده تا توجه نظامی و دیپلماتیک آمریکا از منطقه هند و اقیانوس آرام (و موضوع تایوان) منحرف شود، راضی است .
- ۲.شرطگذاری بر کمک: چین حاضر به کمک رایگان نیست. پکن در حال مذاکره برای دریافت امتیازاتی در ازای میانجیگری است، از جمله کاهش تعرفهها، لغو تحریمهای تکنولوژیک و تضعیف موضع آمریکا در قبال تایوان . یک مقام سابق آمریکایی اذعان کرده که "سخت است چین را درگیر کنیم، زیرا آنها هم مانند ما باتلاق سیاسی را میبینند" .
مذاکرات پکن تأثیر فوری و مثبتی بر روند جنگ نداشته و حتی ممکن است به طور موقت بنبست را تشدید کرده باشد.
۲.۱ تداوم بنبست و تشدید موضع ایرانقبل از سفر ترامپ، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در پکن حضور یافت. تحلیلها نشان میدهد پس از این دیدار، موضع ایران در قبال آمریکا به طور محسوسی سختتر شده است. ایران خواستار تضمینهای امنیتی، غرامت، رفع تحریمها و بسته شدن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه شده است و چین نیز با وتوی قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت، پشت ایران را خالی نکرده است .
۲.۲ چین نقش ضامن را میپذیرد، نه مجری فشارایران رسماً از چین خواسته است تا "ضامن" هرگونه توافق احتمالی با آمریکا باشد . این نقش برای چین بسیار مطلوبتر از نقش یک ناظر منفعل است، زیرا به پکن اجازه میدهد بدون متعهد شدن به کاهش حمایت اقتصادی و نظامی از ایران (که اکنون شامل کالاهای دوگانه و ماهوارهای نیز میشود)، به عنوان یک میانجی بزرگ ظاهر شود .
۲.۳ تحریمها و فشار آمریکا ناکام مانده استآمریکا تهدید کرده که بانکهای بزرگ چینی را تحریم خواهد کرد، اما کارشناسان معتقدند این اقدام به دلیل هزینه بالای تلافیجویانه چین (مانند قطع عرضه مواد معدنی حیاتی و بحران تجاری جدید) برای آمریکا بسیار پرهزینه است . در عمل، چین دستور عدم تمکین از تحریمهای آمریکا علیه پالایشگاههای خود را صادر کرده است .
جدول خلاصه تأثیر مذاکرات بر ابعاد جنگ| بعد تأثیر | تحلیل و نتیجهگیری |
|---|---|
| آتشبس و دیپلماسی | تأثیر کوتاهمدت ندارد. چین کمک به برقراری آتشبس را به امتیازات راهبردی در تایوان و تجارت گره زده است. |
| موازنه قدرت | ایران جایگاه خود را تثبیت کرده و چین از ضعف آمریکا برای افزایش نفوذ خود استفاده میکند. |
| بازگشایی تنگه هرمز | چین خواستار بازگشایی است اما تمایلی برای اعمال فشار جدی بر ایران ندارد و نقش ضامن را ترجیح میدهد. |
| تحریمهای نفتی | مذاکرات تأثیری بر روند صادرات نفت ایران به چین نداشته و پکن به خرید نفت ادامه میدهد. |
مذاکرات چین و آمریکا تأثیر مستقیمی بر توقف جنگ ایران و آمریکا نداشته و صرفاً به یک بازی پشت پرده برای کسب امتیاز تبدیل شده است. چین با درک ضعف تاکتیکی ترامپ، از بحران به عنوان اهرمی برای تغییر موازنه قدرت در شرق آسیا استفاده میکند. در نتیجه، انتظار تغییر محسوسی در وضعیت جنگ در کوتاهمدت وجود ندارد و ایران با پشتیبانی دیپلماتیک و اقتصادی چین و روسیه، همچنان در موقعیت مقاومت راهبردی باقی خواهد ماند.
پیش بینی راهبردهای امریکا بعد از مذاکراتبر اساس تحلیل مذاکرات پکن و مواضع اتخاذ شده از سوی چین، پیشبینی میشود آمریکا استراتژی خود را در قبال چین و ایران در سه محور اصلی بازتعریف کند:
- ۱-ورود به یک معامله بزرگ
- ۲-تهدید هوشمندانه بدون اجرای کامل
- ۳-بازآرایی منطقهای
قویترین سناریویی که تحلیلگران مطرح کردهاند، این است که واشنگتن ناچار خواهد شد در ازای دریافت کمک پکن برای خروج از باتلاق ایران، امتیازات راهبردی بدهد. این الگو یادآور مذاکرات نیکسون در سال ۱۹۷۲ است .
-
آنچه آمریکا ارائه میکند (قیمتی که باید بپردازد):
- تایوان: توقف یا لغو بسته فروش تسلیحات ۱۴ میلیارد دلاری به تایوان و تضعیف موضع حمایتی آمریکا از استقلال تایوان در مقابل تقویت راهبرد "یک چین" .
- اقتصاد و تکنولوژی: کاهش تعرفهها و عقبنشینی از تحریمهای تکنولوژیک (نظیر تحریمهای نیمههادی) برای جلب همکاری پکن .
-
آنچه آمریکا دریافت میکند:
- نقش ضامنی چین برای بازگشت ایران به میز مذاکره و بازگشایی تدریجی تنگه هرمز.
- توقف وتوی چین و روسیه علیه قطعنامههای شورای امنیت .
در کنار مذاکره، آمریکا به دلیل ضعف تاکتیکی خود، گزینههای محدودی برای اجبار چین دارد. با این حال، تیم ترامپ استراتژی "تهدید بدون اجرا" (Managed Escalation) را دنبال خواهد کرد تا در مذاکرات عقبنشینی کامل نکند .
- تحریم بانکی گزینشی: آمریکا به جای تحریم بانکهای بزرگ دولتی چین (که خطر تلافیجویی عظیم دارد)، بانکهای کوچک و متوسط یا شرکتهای پتروشیمی خاص (مانند هنگلی) را هدف میگیرد. این کار سیگنال ارسال میکند بدون آنکه اقتصاد جهانی را شوکه کند .
- ابزار بازدارندگی (مواد معدنی حیاتی): تحلیلها نشان میدهد که واشنگتن از ترس قطع عرضه مواد معدنی حیاتی و خاکهای کمیاب توسط چین (که صنایع دفاعی و هایتک آمریکا به آن وابسته است) از تشدید تحریمهای بانکی عمده خودداری خواهد کرد. ترامپ نمیخواهد یک جنگ تجاری تمامعیار جدید را همزمان با جنگ ایران آغاز کند .
تأثیر عمیقتر این مذاکرات بر استراتژی کلان آمریکا خواهد بود. پیشبینی میشود آمریکا رسماً شکست استراتژی "بازگشت به آسیا" (Asia Pivot) را که از زمان اوباما دنبال میکرد، بپذیرد .
- بازآرایی نیروها : با وجود اهداف بلندپروازانه، آمریکا توان خارج کردن نیروهای قابل توجهی از غرب آسیا را ندارد. پیشبینی میشود حضور نظامی آمریکا در منطقه تا پایان دوره ترامپ همچنان بالا باقی بماند و این به معنای تضعیف حضور آمریکا در رقابت با چین در شرق آسیا (دریای جنوبی چین و کره) است .
- قدرت نمایی برای حفظ اعتبار : آمریکا برای اینکه در برابر متحدان خود در آسیا (ژاپن، کره جنوبی) ضعیف جلوه نکند، مجبور است در منطقه غرب آسیا موضعی سرسختانه (حتی در حالت بنبست) اتخاذ کند تا پیام بازدارندگی به چین ارسال شود .
| حوزه راهبردی | راهبرد پیشبینی شده | دلیل اصلی |
|---|---|---|
| در قبال چین (سیاسی) | چانهزنی سخت برای امتیاز در تایوان و تجارت در قبال میانجیگری در ایران | نیاز مبرم به خروج از باتلاق ایران و افزایش قیمت بنزین |
| در قبال چین (اقتصادی) | تحریمهای هدفمند (بدون تحریم بانکهای بزرگ) و تهدید به تعرفه | ترس از تلافی چین در حوزه زنجیره تامین و مواد معدنی |
| در قبال ایران | افزایش فشار نظامی و دیپلماتیک نمادین (ادامه محاصره) اما بدون حمله زمینی گسترده | عدم وجود راهبرد خروج مشخص و افزایش تلفات |
| بازآرایی جهانی | توقف تلاش برای خروج از خاورمیانه؛ پذیرش تضعیف موقت جبهه آسیا | گرفتار شدن در جنگ فرسایشی علیه ایران |
جمعبندی: ضعف تاکتیکی و بازتعریف راهبردی
نتیجه نهایی این نشست برای آمریکا کاهش محسوس اهرم فشار علیه چین خواهد بود. واشنگتن متوجه شده است که چین از بحران ایران به عنوان یک "طرف ذینفع" استفاده میکند، نه یک ناظر منفعل. استراتژی آتی آمریکا ترکیبی از "واقعگرایی اجباری" خواهد بود: از یک سو تلاش برای خرید زمان و امتیاز از چین برای خروج از بحران، و از سوی دیگر عقبنشینی از رقابت تمامعیار در آسیا تا زمانی که بحران ایران حل و فصل شود. این به معنای تضعیف موضع آمریکا در برابر ایران در کوتاهمدت است، چرا که چین به عنوان یک "سپر دیپلماتیک" عمل میکند .
